بیوتن
اللهم ارحَم مَن لا یَرحَمُهُ العِباد وَ اقبَل مَن لا یَقبُلُه البلاد

این نوشته های یکی از دوستانم است

ضمنا...دیدن این فیلم رو به خانوم ها و عزیزان -18 و کسانی که بیماری قلبی و روحی دارن...اصلا توصیه نمیکنم

--------------------------------------------------------------------------------------------

لینک فیلمی که نباید دیده شود !!!

دیدن این فیلم رو به خانومها توصیه نمیکنم....

دیدن این فیلم رو به کسانی که انصاف دارند توصیه نمیکنم.... به کسانی که شرف دارند.... به کسانی که معنای انسانیت رو میفهمند توصیه نمیکنم... این فیلم رو باید کسانی ببینند که دم از روشنفکری و مردم و آزادی میزنند....

خدا را شکر که معنای آزادی شما را درک کردیم

لطفا این فیلم را در وبلاگ هایتان قرار دهید و تکثیر کنید تا همه ببینند جسارت جنبش توحش سبز را

وعده ما هم در یوم المیعاد. آن روز که مولایمان اشارتی کند و شمشیرهای تشنه مان را برفرق کج خیالی تان فرود آوریم... تا آنروز



راهپیماییهای ما همه حکومتیست
حسین قدیانی*
۱۵ دی ۱۳۸۸
چهارشنبه اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی، همان اتوبوسی بود که پدرم را برد جبهه. پلاک اتوبوس ایران 11 نبود. از آن قدیمی‌ها بود، نه از این لیزری‌ها. پلاک اتوبوس«BB-C068028H» بود و پلاک پدرم در جبهه«AK-S022-91H». من با همین اتوبوس رفتم راهی سرزمین نور شدم و بوسه زدم بر خاک کرخه نور. امسال عید باز هم با همین اتوبوس می‌خواهم بروم جنوب.

من هنوز هم سوار هوندا 125 پدرم می‌شوم. پدرم روی همین موتور، موتور ضدانقلاب را در همین خیابان‌های تهران پایین آورد. 200 کلاهک هسته‌ای اسرائیل، حریف هوندا 125 پدر من نشده‌اند!. پدر من روی همین موتور به شهادت رسید ولی اجازه نداد که آبادان «عبادان» شود و خرمشهر «المحمره»؛ زیر لاستیک هوندا 125 پدر من هنوز هم دارد استخوان‌های آمریکا خرد می‌شود. امروز هم فتنه‌گران، از صدای هوندا 125 «بابااکبر» بیشتر از هیبت ماشین‌های ضدشورش نیروی انتظامی می‌ترسند.

چهارشنبه اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی ضدگلوله نبود. لاستیکش عاج نداشت. تاج و تخت نداشت. شیشه‌هایش دودی نبود. دنده‌اش خوب جا نمی‌رفت. فرمانش هیدرولیک نبود. سقفش یکی- دو تا سوراخ داشت. مثل BMW نبود که سقف متحرک داشته باشد. راننده‌اش کت و شلواری نبود. پیراهن مشکی‌اش وصله داشت. کاپشنش را از «تاناکورا» خریده بود که قبلا «ادواردو آنیلی» آن را پوشیده بود. برلوسکنی کت شلوار می‌پوشد. آنجلا مارکل کت دامن، سارکوزی یک وقت‌هایی لخت می‌گردد و من به کوری چشم France24 اعتراف می‌کنم و افتخار می‌کنم که حکومت به ما ساندیس داد و من چون روزه بودم، «نی» اش را نگه داشتم تا در روضه علی‌اصغر در آن بدمم: "بشنو از نی". من نی‌ام را درون ساندیس فرو نکردم. فرو کردم در چشم رئیس‌جمهور آمریکا و انتقام حرمله را گرفتم. ساندیس من آب سیب بود، دادم به رباب تا طفل 6‌ ماهه‌اش را سیراب کند.

به کوری چشم ضدانقلاب رئیس‌جمهور آمریکا با ما نیست. او با ما نیست. با سران فتنه است. با آن بی‌سواد که مردم گفتند "عامل دست موساد". خانم کلینتون! ساندیس‌های جمهوری اسلامی الکل ندارد که 100 دلار آب بخورد. از شیر مادر حلال‌تر است. 150 تومان است که مش رجب 10 تایش را می‌فروشد هزار تومان. سران فتنه، کوکاکولا می‌خورند که گازش، اشک‌آور است و اشک کودکان فلسطینی را درمی‌آورد. نتانیاهو با سران فتنه است، فتحی شقاقی شهید با ما. علی عبدالله صالح با سران فتنه است، سید حسن نصرالله با ماست. چشم اسرائیل کور، حکومت به ما تی‌تاپ هم داد. من روزه‌ام را با همین تی‌تاپ باز کردم. خاک بر سر شما که به جای گوشت «بزغاله گوساله»، گوشت خوک را می‌خورید. دانشمندان می‌گویند گوشت خوک، آدم را خرف می‌کند. بنازم انقلاب اسلامی را که با ساندیس و تی‌تاپ و هوندا 125 و اتوبوس دهن‌کجی کرده به تمام دنیای غرب. آمریکا حریف ساندیس ما نمی‌شود. برادر کوچک من ساندیس خود را که خورد، آن را باد کرد و ترکاند جلوی چشم عکس نتانیاهو و مردک 2 متری عقب رفت. من یک ساندیس جمهوری اسلامی را با کل دنیای آمریکا و اسرائیل عوض نمی‌کنم و من حتی اگر به عشق خوردن فلافل، بروم «حاج منصور» شرف دارد که به عشق بی.بی.سی سر از لندن درآورم. ساندیس جمهوری اسلامی شراباً طهوراست. آب زمزم است. آب زمزم ما، ساندیس‌های جمهوری اسلامی‌اند نه چشمه‌ای که اختیارش دست سعودی‌های شیعه‌کش است.

چهارشنبه اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی، تلویزیون نداشت. نوار آهنگران گذاشته بود و من در خیابان انقلاب دیدم دختران وطنم وقتی پرچم انگلیس را آتش زدند دودش رفت در چشم آقازاده معروف. من دختر بن‌لادن را در سفارت عربستان ندیدم، ولی در چهارراه استانبول، دیدم آقازاده‌ای را که فقیر نبود اما کاسه گدایی دراز کرده بود جلوی در سفارت روباه پیر. من ادعا نمی‌کنم رهبرم «سید خراسانی» است، اما در دجال بودن شما شک ندارم. و البته که ظهور نزدیک است.

امروز صبح یکی به من پیامک داد که سران فتنه در رفته‌اند، رفته‌اند شمال. ویلای «احسان‌الله خان»! با ماشین ضدگلوله که ترمزش ABS دارد و همه چراغ قرمز‌ها را رد می‌کند! به میرزاکوچک‌خان زنگ زدم که حواست به وطن‌فروش‌ها باشد. میرزا گفت: «دکتر حشمت، نبض شیخ را گرفته؛ چهارشنبه‌ای، مردم را که دیده تبش بالا رفته آن یکی هم ساندیس بدنش کم شده!» به میرزا گفتم: «این بار مواظب سرت باش. اینها در سر سودای وطن‌فروشی دارند» وطن‌فروش، خواننده‌ای است که حنجره‌اش را پنجره‌ای کرده به سوی غرب. عالیجناب چهچه! «دود عود»‌ات بوی زغال سوخته می‌دهد. برای این ملتِ قوم طالوت، حضرت داوود باید نغمه بخواند. هان ای ابراهیم! تبر بردار! دیکتاتورهای مخملین، از دموکراسی بت ساخته‌اند. علامت کوچک‌تر، بزرگ‌تر سرشان نمی‌شود.

معلم کلاس اول من، یاد داده بود که 24 از 13 بزرگ‌تر است و آرای باطله از رای شیخ! معلم دینی من می‌گفت 13عدد نحسی نیست. نحس، کسانی هستند که به اسم خط امام، رای مردم را دزدیدند. نحس کسی است که آشوبگر عاشورا را هوادار خود می‌داند. سال بعد اول ژانویه، دهم محرم است. محرم که بیاید، حتی عید ارمنی‌ها هم عزا می‌شود. آن وقت هواداران آقای نخست‌وزیر، سوت می‌زنند در عاشورا و به افتخار شمر که سر امام را برید، کف مرتب می‌زنند. ای عیسی! بابانوئل سرش را در برف کرده و "مروه شربینی\" را نمی‌بیند. امسال مجله تایم، بابانوئل را کرد مرد سال و نوبل را دادند به بابانوئل. حیف که عمر سعد هزار و چهارصد سال زود به دنیا آمد والا «یونیسف» یک تقدیری هم از او کرده بود. اینجا هم،‌ کسانی بودند که عکسش را شش ستونی کار کنند. ستون دین من نماز یزید نیست. آقازاده معاویه مست بود و «انا‌لله و اناالیه راجعون» را نوشت: «انا الله و اناعلیه الراجعون»(!). ستون دین من، آن نمازی است که سیدالشهدا خواند، در ظهر عاشورا و به‌ازای هر کلمه نماز یک تیر خورد. والا ابن‌ملجم هم زیاد نماز می‌خواند، اما قبله‌اش ولایت نبود، قطام بود. در نماز ابی‌عبدالله، خم ابروی یار در یاد آمد و در نماز ابن‌ملجم، رژ لب دختر اغیار!

چهارشنبه، اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی، راننده‌اش کمربند نبسته بود. جریمه شد 20 هزار تومان. 13 هزار تومانش البته به خاطر سیگار بود. \"وینستون\" می‌کشید. ریه‌اش آسیب می‌بیند، ولی در عوض محصول آمریکایی را آتش می‌زند. چرا کسی آنهایی را که «بهمن» می‌کشند، جریمه نمی‌کند؟! مگر «22 بهمن» را که محصول امام بود پاره نکردند؟ من کاری با قوه قضائیه ندارم. دلم برای محافظان سران فتنه می‌سوزد که به جای حفاظت از انقلاب مجبورند مراقب جان شیخ باشند. سربسته بگویم این سخت‌ترین کار دنیاست. شیعه علی بودن و محافظت از عثمان تا که این پیرهن دوباره شر نشود.

چهارشنبه، اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی، به راننده‌اش مرخصی داده بودند. به من هم مرخصی دادند. امتحان برادر کوچکم هم در مدرسه لغو شد. هان ای دشمن! از این پس قصه همین است. ساندیس نظام‌مان را می‌خوریم. از مرخصی‌اش استفاده می‌کنیم. سوار اتوبوس می‌شویم و در خیابان علیه شما شعار می‌دهیم و در برابرتان تمام قد می‌ایستیم. ما همه‌مان حکومتی هستیم. من مستأجر نیستم. بمن خانه هم داده اند. خانه‌ام «بیت ‌رهبری» است. بیت رهبری خانه فقط \"سید‌علی\" نیست. کاشانه ما هم هست. ناشیانه حرف نزنید. ما به این آشیانه ساده و صمیمی افتخار می‌کنیم. تا وقتی حاکم، «علی» است، راهپیمایی‌های ما، همه حکومتی است.

چهارشنبه، اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی، راننده‌اش می‌گفت 22 بهمن نوشابه و ساندویچ هم می‌دهند. ما 22 بهمن هم می‌آییم. برای چنین ملتی که جانش بر کف است، جان باید داد. جمهوری اسلامی به مردمش می‌رسد؛ حرفی هست؟! ما با رهبرمان آنقدر «نداریم»؛ که هر وقت اراده کنیم، چفیه‌اش را می‌گیریم؛ حرفی هست؟! آنقدر دوستش داریم که با یک اشاره‌اش نشانی خیابان انقلاب را می‌گیریم و می‌آییم. ساندیس هم می‌خوریم؛ حرفی هست؟! سران غرب، به فکر مردمان خود باشند که اول سال نو از سرما یخ نزنند. ما اینجا رابطه‌مان با رهبرمان گرم گرم است. خاک بر سرت سارکوزی! به ما چه که مردم فرانسه می‌خواهند سر به تن تو نباشد؟! نظام ما با ساندیس و نی و تی‌تاب و هوندا 125 همه حیثیت «همه ابرقدرت‌های دیگر+1+5» را به بازی گرفته. ما تا ساندیس داریم بمب هسته‌ای می‌خواهیم چه کار؟ حالا دیدی که ما چرا انرژی هسته‌ای را برای مصارف صلح‌آمیز می‌خواهیم؟! شما هر وقت نی ساندیس نظام ما را حریف شدید، آن زمان حرفی نیست، ما هم می‌رویم سراغ نیزه.

راستی! یادم رفت بگویم، برای این دل‌نوشته که تقدیمش می‌کنم به مولایم خامنه‌ای، 2 تا ساندیس گرفتم، یک تی‌تاب، حرفی هست؟!

* فرزند شهید اکبر قدیانی

نوشتم در ۱۳۸۸/۱٠/٢۱من حسام

این شجره نامه طیبه بزرگ مرد ایران...عزیز و سرورم...آیت الله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی ) که میرسه به سرور و سالار شهیدان ...اباعبدالله الحسین (ع)

از اینجا ببینید ( به علت بزرگ بودن عکس )

نوشتم در ۱۳۸۸/۱٠/۱۳من حسام

اول: تغییر مخاطب بیانیه
به نظر می‌رسد این‌بار موسوی به جای خطاب قرار دادن حامیان و کسانی که او را در این مسیر همراهی کرده‌اند، این‌بار فقط نظام سیاسی را مخاطب خود می‌داند. این‌جا بازی بزرگان است و مردم را به آن راهی نیست! مهمترین دلیل این امر را هم می‌توان در مشاهده‌ی موج عظیم مردمی که علیه او شکل گرفته است و خیابان‌هایی که مملو از شعار مرگ بر موسوی و کروبی و خاتمی است دریافته است. این‌بار او می‌داند که شعار «ما بی‌شماریم» رنگی ندارد و نمی‌تواند باعث شود تا اکثریت جامعه را نادیده بگیرد.
---------------
دوم: سهم‌خواهی علنی
میرحسین موسوی، در این بیانیه علنا مطرح می‌کند که خواهان سهمی از قدرت است. در دو جا از داد و ستد سیاسی و معامله و بده-بستان میان حکومت و جنبش سبز سخن می‌گوید و این ماهیت قدرت طلب و تمامیت خواه او را معلوم‌تر می‌کند. این بار از حق و حقیقت خبری نیست، از قانون خبری نیست، حقوق مرده است و فقط یک بازی کثیف سیاسی باید جریان یابد که با آنها داد و ستد پشت‌پرده کند و رأی مردم به دولت کنونی و «نه» اکثریت به خود را نادیده می‌گیرد.
------------
سوم: ندیدن بخشی از واقعیت
آتش زدن‌ها و تخریب‌ها و شعارهای ساختار شکنانه را هم چنان نه می‌بیند ونه می‌شنود. حضور میلیونی مردم را که علیه او شعارهای حسینی و عاشورایی سر داده‌اند، نمی‌بیند و به چند ده هزار حامی روز عاشورا هم‌چنان دل خوش دارد.
-----------
چهارم: مسئولیت‌ناپذیری نسبت به عملکرد خود
به وضعیت آشفته‌ی کشور اشاره می‌کند که «چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است»، اما دلیل این آشفتگی و آلودگی را ذکر نمی‌کند. از «تخریب مشروعیت»، «مسائل اقتصادی» و «قطعنامه‌ها و امتیازخواهی‌های بیشتر را در سطح بین الملل» سخن می‌گوید، بی‌آنکه بحران‌آفرینی خود را دلیل آن بداند. فقط درخواست دارد که شما بحران را بپذیرید.
---------
پنجم: نمایندگی کردن از جانب نخبگان، روشنفکران، دانشگاهیان و فعالان
موضع دفاع موسوی، همچون بیانیه‌های پیشین، از نخبگاه و اشراف جامعه است. یادآوری این نکته مهم است که موسوی در تبلیغات انتخاباتی، به دنبال قشر مستضعف بود و از همان ابتدا سعی کرد که جریان کثیر مردم عادی را با خود همراه کند که عدم توفیق بر این موضوع او را به سمت گروه‌های دیگر برد. حتی در بیانیه نهم خود به حمایت از «شیک‌پوش»ها بر می‌آید و معلوم نیست منظورش همان بدحجابی است یا منظور اقشار دیگری از ملت را مد نظر دارد!
--------
ششم. خروج تدریجی از توهم تقلب
با آن‌که موسوی پیش از این بارها تأکید کرده بود که یادمان نرود که دولت کنونی مشروعیت ندارد، این بار یادش رفته است که دولت فعلی مشروعیت ندارد!! نه در راه‌کارهای خود جایی برای این موضوع گذاشته است و نه در شرح وضعیت موجود از آن سخن نمی‌گوید. بدیهی است که مشاهده سیل عظیم مردم در روزهای اخیر بر این موضوع مؤثر بوده است. البته با شناخت اجمالی که از موسوی داریم، حتماً باز هم بر عدم مشروعیت دولت تأکید خواهد کرد.


برگزفته از وبلاگ آذرباد (محمد صالح مفتاح)

نوشتم در ۱۳۸۸/۱٠/۱٢من حسام

جامعه مدرسین:
آقای صانعی فاقد ملاکهای لازم برای تصدی مرجعیت است

جام جم آنلاین: جمعی از استادان و فضلای حوزه علمیه قم درباره مرجعیت آقای حاج شیخ یوسف صانعی از جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه قم سوال کردند که این جامعه در پاسخ گفت:آقای صانعی فاقد ملاکهای لازم برای تصدی مرجعیت است.

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از پایگاه اینترنتی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم متن پرسش و پاسخ به این شرح است.

بسمه تعالی
جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم
سلام علیکم
مرجعیت شیعه خورشید پر فروغی است که در قرون متمادی همواره پشتیبان اسلام و خط راستین اهل بیت(علیهم السلام) بوده است. این مسئولیت خطیر همواره شایسته‌ی مردانی بوده است که واجد شرایط شرعی مذکور در روایات ائمه اطهار (علیهم السلام) باشند نظر به اهمیت این موضوع و با توجه به پرسش‌های مکرّر هموطنان درباره‌ی مرجعیت آقای حاج شیخ یوسف صانعی خواهشمند است آن جامعه محترم که همواره مرجع تشخیص این موضوع بوده نظر خود را درباره‌ی مرجعیت ایشان اعلام فرمایند.
 
با سپاس جمعی از استادان و فضلای حوزه های‌ علمیه
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
با توجه به پرسش‌های مکرّر مؤمنان، جامعه مدرسین حوزه‌ی علمیه قم براساس تحقیقات به عمل آمده در یک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاکهای لازم برای تصدّی مرجعیت می‌باشد.

 جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

نوشتم در ۱۳۸۸/۱٠/۱٢من حسام

در حالی که اغتشاشگران در یک برنامه سازماندهی شده، تلاش دارند تا با حضور در تیپ‌‌ها و قیافه‌های مختلف، از جمله استفاده از پوشش چادر و قرار گرفتن در مقابل دوربین‌های رسانه های غربی، حاضرین در آشوب‌های تهران را از همه اقشار مردم معرفی کنند، بررسی‌های رجانیوز ابعاد جدیدی از این ظاهرسازی را فاش کرد.

به گزارش رجانیوز، در حالی که حامیان موسوی، در روز عاشورا با هتک حرمت مقدساتی که حتی هموطنان غیر مسلمان ایرانی نیز احترام آنرا رعایت می‌کنند، خون ملت ایران را به جوش آوردند، انتشار تصاویری از این جماعت بی‌دین با پوشش چادر آنهم در حال هتک حرمت و شادی در روز عاشورای حسینی، مایه تعجب افکار عمومی شده است. با این حال، بررسی‌های رجانیوز و مراجعه به صفحات بلاگ های شخصی این آشوب طلبان نشان داد، که استفاده از این نوع پوشش ظاهرسازی بوده و این افراد، نه تنها اهل استفاده از پوشش چادر نیستند، بلکه به اولیات شرعی نیز پایبند نیستند.

برای نمونه، بهاره که به همراه یکی از دوستانش به عنوان دو زن محجبه با پوشش چادر در مراسم تشییع منتظری حاضر شده و عکس‌های خود را در اینترنت نیز منتشر کرده‌اند، در صفحه شخصی خود در وبسایت یاهو در کنار تصاویر خود با پوشش چادر در این مراسم، اقدام به انتشار تصاویر مبتذل و زننده خود در شهر دوبی نیز نموده است.
این در حالی است که پیش از این نیز عکس هایی از حضور برخی زنان با پوشش چادر و به گونه ای بسیار مضحک در این تجمعات منتشر شده بود.

اگرچه اهانت های صورت گرفته به مقدسات در روز عاشورا توسط حامیان موسوی، با توجه به احترام پیروان همه مذاهب و ادیان به این روز، برای بسیاری شگفت آور بود، اما این موضوع برای افرادی که به سایت‌های و محیط های جمعی آشوب طلبان مراجعه می کنند امری بسیار عادی است چنانکه سایت جمعی بالاترین به عنوان یکی از اصلی ترین محیط های مبادله اطلاعات این عده، سال هاست که به عنوان محلی برای مبادله لینک و فحاشی به ائمه و دین اسلام و احکام دینی شناخته می‌شود.

به نظر می رسد اشتباه تاریخی این جریان در هتک حرمت از روز عاشورا، علی‌رغم بسیاری از ظاهرسازی های دینی و مذهبی و استفاده از نمادهای دینی همچون رنگ سبز، به عامل اصلی و جدی نابودی این جریان تبدیل شده است.

 

نوشتم در ۱۳۸۸/۱٠/۱۱من حسام

در این مستند معلوم می شود که ندا آقا سلطان با همکاری منافقین در لجظه فیلمبرداری از حود، با دستگاهی مخصوص خون را روی صورت خود جاری می کند...همچنین تناقض های آشکار عکس معروف ندا آقا سلطان با فیلم پخش شده از وی نشان از دروغگویی دشمنان جمهوری اسلامی میدهد.

ندا آقا سلطان در این سناریوی خود همکاری می کرده و پس از اینکه همراه با آرش حجازی و استاد موسیقی خود وارد آمبولانس برای عزیمت به بیمارستان می شده توسط منافقین کشته می شود.

 

 

 

35،2 مگابایت/با فرمت wmv

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیر مستقیم

 

8،9 مگابایت/ با فرمت 3gp

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیر مستقیم

 

 فیلم با کیفیت سناریوی قتل ندا آقا سلطان

 

97 مگابایت/ با فرمت mpg

دانلود کلیپ تصویری

غیر مستقیم

 

 

کامنت زیر توسط یک دکتر گذاشته شده و دلایلی دیگر بر دروغ بودن پروژه را بیان کرده است. این کامنت در این همین پست قابل مشاهده هست:

سلام
فیلم ندا رو دیدم. بعنوان یک پزشک چند نکته جدید توجهم را جلب کرد . 1- لحظه اول که ندا روی زمین خوابیده صورتش کاملا تمیز است و مستقیم از گوشه چشم توی دوربین نگاه می کند از طرف دیگر آقای دکتر بی بی سی میگوید که تیر به
aort خورده برای چنین مصدومی این مقدار هوشیاری و توجه به دوربین غیر ممکن است بلکه در همان ثانیه های اول مصدوم confuse می شود. 2- در لحظه اول هیچ خونی روی بدن ندا نیست اگر بر اساس ادعای دکتر بی بی سی خون از aort پاره شده فوران کرده و روی صورتش ریخته چرا بقیه بدن تمیز است ؟ چرا دست دکتر که ادعا می کند جلوی خونریزی را گرفته بوده خونی نیست ؟ 3- نمی شود aort پاره شود و ده پانزده ثانیه بعد مصدوم اینقدر هوشیار باشد و به صدای اطرافیان عمل کند و دستش را حرکت دهد و نمی شودهم زمان با همه اینها اینهمه خون از بینی مصدوم بعلت پارگی aort خارج شود خروج اینهمه خون از بینی مستلزم آنست که خون وارد ریه و مجاری تنفسی شود و آنرا اشباع کند و از راه دهان و بینی خارج شود . در چنین وضعیتی مصدوم نمی تواند بلا فاصله قبل از خروج اینهمه خون هشیار باشد.
در مجموع بنظر می رسد که پیمانکار مجری پروژه ایرانی بوده وگرنه از سازمانهای جاسوسی غرب توقع داشتیم تمیز تر کار کنند

az1ta6@yahoo.com

منبع: موبایل مبارز

نوشتم در ۱۳۸۸/۱٠/۱۱من حسام

چرا این وحشی گری ها توی یو تیوب و بقیه جاها دیده نمیشه؟؟؟؟

دانلود 1

دانلود 2

دانلود 3

 

نوشتم در ۱۳۸۸/۱٠/۱٠من حسام

برنا: تصاویر زیر از هتاکان به ساحت عاشورا و افرادی که عزاداران امام حسین (ع) را مورد ضرب و شتم قرار داده اند، به دست آمده است .

بر اساس این گزارش از مردم و کاربران و تمام بینندگان این تصاویر درخواست میشود تا این افراد را شناسایی کرده و هرگونه اطلاعاتی از این افراد در دست دارند، با شماره 113 ستاد خبری وزارت اطلاعات، تماس بگیرند .
































نوشتم در ۱۳۸۸/۱٠/۱٠من حسام
قالب وبلاگ