ولی فقیه با زن مردم چی کار دارد؟؟؟

 

ولایت فقیه

... سال‌ها پیش وقتی جوانی در نمایشگاه کتاب تهران با شور و هیجان جلو آمد و گفت : "حاج آقا ! من ولایت فقیه را اصلاً قبول ندارم ". با خونسردی گفتم : باشد ... ، به من خیره شد و متعجب از اینکه مثلاً توی گوشش نزده‌ام منتظر ماند تا گفتگوی یکی دو ساعت مان روی جدول کنار باغچه کنار سالن یازده تمام شود و او که در ابتدا بدون ذکر القاب از رهبر انقلاب یاد می‌کرد موقع خداحافظی بگوید : کاش آیت الله خامنه‌ای این حرف‌ها را صراحتاً به مردم می‌گفتند!

یکی از مشکلات اصلی ما در برقراری ارتباط با مخاطب عام - در دایره اول ایران و بعد برای تبیین موضوعات و مواضعمان در سطح جهان - این است که به زبان درونی ، صنفی ،داخلی سخن می‌گوییم . زبان صنفی در محیط خاص خودمان قابل فهم است و مشکلی ایجاد نمی‌کند ولی وقتی به سطح مخاطب عام می‌آید مشکل درست می‌شود . بعد از قرن‌ها برای نخستین بار فرصت حاکمیت برای فکر و اندیشه شیعی حاصل شده و اتفاقاً حالا وقتی است که اینترنت هست و ماهواره هست و حرف توی اتاق دربسته نمی‌ماند و روزگار عوض شده و حالا که می‌خواهیم با دنیا حرف بزنیم وقتی با زبان صنفی خودمان که مخصوص مدرسه و حجره و متن کتاب است با دنیا حرف می‌زنیم مشکل شروع می‌شود . این قضیه در همه اصناف و طبقات اجتماعی صادق است ، پزشکان هم در داخل دانشکده و بیمارستان و مطب زبان خاص و اصطلاحات خاص دارند و هر دانش و علم و تخصصی ترمینولوژی خودش را دارد . این زبان و ادبیات و واژگان وقتی در همان اتمسفر و فضا به کار می‌رود کاملاً قابل فهم و طبیعی است و کارکرد خود را حفظ می‌کند ولی وقتی به فضا و محیط عمومی می‌آید قضیه فرق می‌کند .

می‌آییم و مثلاً برای بیان ارادت و تبعیت مان می‌گوییم اگر ولی فقیه در وسط روز بگوید : " الآن شب است ما می‌پذیریم ! " اگر ولی فقیه چنین بگوید هم او اشتباه می‌کند و هم تو که می‌پذیری!

در خیابان جمهوری تهران که بورس تریکوباف هاست یا در بازار تهران وقتی آگهی‌های دست‌نویس به در و دیوار می‌زنند که مثلاً " سفت زن ماهر نیازمندیم " یا " وسط کار خانم باتجربه " کمتر کسی دچار تعجب می‌شود ولی همین آگهی را اگر در ایستگاه متروی میرداماد ببینیم همه ناخودآگاه می‌خندند . این خنده و تعجب کاملاً طبیعی است زیرا زبان داخلی یک صنف خاص را عموم نمی‌فهمند و هضم نمی‌کنند .

در باره این موضوع قبلاً مفصل گفته و نوشته‌ام که به دلایل گوناگون حوزه‌های علمیه ما ادبیات خود را به روز نکرده‌اند . اگر فرهنگ‌های لغت معروف دنیا هر سال ویرایش جدید دارند رساله توضیح المسائل ما صد سال است ادبیاتش ثابت مانده در حالی که سرعت تغییرات فرهنگی و اجتماعی مخاطب بسیار زیاد است . وقتی می‌گوییم تقلید مرجع تقلید ما چیزی اراده می‌کند و مخاطب چیز دیگری می‌فهمد . شما درک مخاطب عام از تقلید یعنی " تکرار طوطی‌وار و بی معنی رفتار دیگران " را مقایسه کنید با تعبیر شگرف و زیبای علامه شهید سید محمد باقر صدر که تقلید یعنی گردن بند و قلاده به گردن آویختن و معنی‌اش این است که فقیه مجتهد بار عمل مکلف را به گردن می‌گیرد . در واقع فقیه خود را فدا می‌کند تا شخص مؤمن فردای قیامت آسوده باشد و فقیه در پیشگاه خدا به پاسخ برخیزد .

بین خودتان و خدا این فهم و تلقی کاملاً متفاوت و غریب از مفهوم تقلید چه قدر فرق می‌کند با آن دیدگاه و تلقی عمومی و رایج ؟ با این دیدگاه دوم چه احساسی پیدا می‌کنید نسبت به کسی که به خاطر سبک شدن شانه‌های عمل شما بار اعمالتان را به گردن گرفته است و به جایی می‌رسد که مثل آیت الله العظمی خوانساری وقتی می‌خواهند برای یک عمل جراحی او را بیهوش کنند اجازه نمی‌دهد ومی گوید مردم از من به عنوان یک فقیه عاقل هوشیار تقلید می‌کنند و اعمالشان به من وابسته و منسوب است و حتی به اندازه ساعتی نمی‌خواهم از ادراک و فهم خارج شوم . پزشکان با ناباوری کار را آغاز می‌کنند و در کمال حیرت می‌بینند که آن بزرگوار تا پایان عمل جراحی و آخرین بخیه به ذکر و تلاوت قرآن مشغول است . این احساس مسئولیت و فداکاری کجا و آن باور غالب و عمومی کجا ؟

خمس

من خود هر وقت برای پرداخت خمس سالانه‌ام به محضر یکی از فقهای بزرگوار در تهران می‌رسم به ایشان عرض می‌کنم : تمنا دارم محبت کنید و باری از من بردارید ! بر من منت بگذارید و مرا سبک کنید ! چرا که باور دارم او مال مرا پاک می‌کند و مسئولیتی سنگین برای مصرف این مبلغ ناچیز می‌پذیرد . حالا من با خیال راحت خدا را شکر می‌کنم و می‌روم و توپ در زمین اوست که آیا می‌تواند این حق را درست ادا کند ، آیا می‌تواند این مال را به نیازمند واقعی برساند ،‌ آیا می‌تواند این پول را در جهت صحیح هزینه کند ؟ ( در این باره هم مفصل نوشته‌ام که اگر حرمت امام‌زاده ای را متولی‌اش نگه نداشت چه خواهد شد و باورهای عمومی مردم چگونه تغییر خواهد کرد )

موضوعاتی مثل ولایت فقیه یا امر به معروف و نهی از منکر ( که نظام مترقی و پیشرفته کنترل اجتماعی است که آن را در حد مچ گیری توی خیابان تنزل داده‌ایم ) یا حجاب دقیقاً در همین نقطه دچار مشکل بدفهمی می‌شوند ( بد کرداری ما هم از این بدفهمی ناشی می‌شود یعنی با این دریافت غلط برای روسری و چادر توی سر مردم می‌زنیم و برای نماز در سالن مدرسه یا پادگان را از داخل قفل می‌کنیم ! ) و به این ترتیب می‌آییم و برای تبین اهمیت مفهوم ولایت فقیه و حدود اختیاراتش به تعابیری متوسل می‌شویم مثل اینکه اگر بگوید زنت بر تو حرام است دیگر طلاق خود به خود جاری است .از تعبیر " إمرأتک طالق " در فهم فقهی و ادبیات حوزوی یک دریافت می‌شود و در فهم مخاطب عام سال هزار و سیصد و نود ایران و جهان دریافتی دیگر .

کسی باید بیاید و بگوید اصلاً ولی فقیه چه کار به زن و بچه مردم دارد ؟ کسی که خودش و زندگی‌اش را فدای کشور و مردمش کرده و یک تنه مقابل یک دنیا ایستاده ، کسی که نگذاشته یک وجب از خاک این کشور را کسی غارت کند ، کسی که با همه مشکلات پای پیشرفت حیرت آور علمی این کشور ایستاده و عزت و آبروی این مردم را در دنیا خریده ، کسی که از بالای سرش روسیه و اسراییل و از پایین پایش شیخک های عرب و از راست و چپش آمریکا در افغانستان و عراق شب و روز مشغول تهدید و معرکه گیری اند و در همین حال در داخل هم با جماعتی کودک مزاج روبروست که هم از آن‌ها خنجر می‌خورد و هم باید لبخند بزند و تحویلشان بگیرد چه کار به زن مردم دارد ؟

ولی فقیه را تبعیت می‌کنیم چون آگاه است، چون عالم است، اختیارمان را نه کورکورانه و از سر عجز بلکه با آگاهی کامل و اختیار داده‌ایم دستش چون بهتر از دیگران می‌فهمد و تشخیص می‌دهد. چون بیدار است پشت سرش راه افتاده‌ایم، چون چشم‌هایش باز است به نگاهش اعتماد کرده‌ایم، چون درست تشخیص می‌دهد همراهش شده‌ایم

می‌آییم و مثلاً برای بیان ارادت و تبعیت مان می‌گوییم اگر ولی فقیه در وسط روز بگوید : " الآن شب است ما می‌پذیریم ! " اگر ولی فقیه چنین بگوید هم او اشتباه می‌کند و هم تو که می‌پذیری ! اصلاً ولی فقیه را ما تبعیت می‌کنیم چون در شب تاریک زندگی روز را تشخیص می‌دهد و در روز روشن هدایت از شب حفظمان می‌کند و اگر روزی ولی فقیه فرق روز و شب را تشخیص ندهد همان لحظه از ولایت ساقط است . چرا عقل و فهم مردم را دست کم می‌گیریم و نه فقط به مردم بلکه به ولی فقیه و دین اهانت می‌کنیم ؟

ولی فقیه را تبعیت می‌کنیم چون آگاه است ، چون عالم است ، اختیارمان را نه کورکورانه و از سر عجز بلکه با آگاهی کامل و اختیار داده‌ایم دستش چون بهتر از دیگران می‌فهمد و تشخیص می‌دهد . چون بیدار است پشت سرش راه افتاده‌ایم ، چون چشم‌هایش باز است به نگاهش اعتماد کرده‌ایم ، چون درست تشخیص می‌دهد همراهش شده‌ایم . قصه، قصه عاشقی و سرسپردگی دلی و حالی نیست بلکه اصل ماجرا درک عقلی و انتخاب آگاهانه است . حالا اگر دو تا جوان بسیجی خواستند چفیه گردنشان بیندازند و علی علی کنند و جای پای آقا را در حسینیه امام خمینی ببوسند ، خوب آزادند ، اما موضوعی به این اهمیت و والایی را تا حد موضوعات مسخره‌ای مثل سیاه بودن ماست و شب بودن روز ! پایین آوردن ظلم به همه فقهای شیعه است .

از ماست که بر ماست ، دست ، زنجیر

جریانی پرافتخار از شیخ طوسی و علامه حلی تا میرزای شیرازی و شیخ انصاری و از شیخ مفید و شهید اول تا سید حسن مدرس و امام خمینی را که حتی دشمنانشان به نزاهت و هوشمندی و تقوا و دانش و آگاهی‌شان اعتراف دارند و تنها جریانی است که انحراف و خطا تویش استثناست و در طول تاریخ این طور پای مردم ایستاده و مصالح مظلومان بی پناه را در برابر منافع اقتصادی و سیاسی استعمارگران و قدرت‌ها حفظ کرده یکسره ندیدن و به خاطر اشتباه تنی چند اصل موضوع را به فراموشی سپردن بی انصافی است .

مصیبت این است که از افقی چنین متعالی به جایی می‌رسیم که مسئولیت تبیین مفهومی متعالی مثل ولایت فقیه بر عهده کسانی قرار می‌گیرد که عظمت ولی فقیه را در نقل قول یک خانم قابله ارزیابی کنند و همین طور بگیر تا همه کسانی که خواسته و ناخواسته حرف‌هایشان ، دیدگاهشان ، طرز فکرشان می‌شود خوراک یوتیوب و فیسبوک و بالاترین و نقل قول مجلس و محفل و تاکسی و اتوبوس ! و تقصیر از ملت است نه ، از ماست که بر ماست .

امیر مؤمنان فرمود : " یُستدل علی إدبار الدول بأربع ...نشانه فروپاشی و سقوط چهار چیز است ، مشغول شدن به جزئیات و حواشی ، غفلت از مسائل کلان و اصلی ، کنار زدن اشخاص و مدیران لایق و کارشناس و سپردن امور به افراد ناتوان و فرومایه و پست ! " بله مشکل از خودمان است که تئوری افتخارآفرین فقه سیاسی شیعه را که باید در مهم‌ترین مراکز علمی و پژوهشگاه‌های علوم سیاسی و مراکز مطالعاتی دنیا در باره اش بحث کنیم و ادعا داشته باشیم و سرمان را بالا بگیریم در حد منبری‌ها و مداح‌های یک هیأت خانگی پایین آورده‌ایم و نمی‌فهمیم انتشار حرفی که شاید با ارفاق و تسامح در یک روضه زنانه مقبل و بل قابل تحمل باشد ، در سطح عمومی چه نتیجه‌ای دارد ؟!

درک مخاطب عام از تقلید یعنی " تکرار طوطی‌وار و بی معنی رفتار دیگران " را مقایسه کنید با تعبیر شگرف و زیبای علامه شهید سید محمد باقر صدر که تقلید یعنی گردن بند و قلاده به گردن آویختن و معنی‌اش این است که فقیه مجتهد بار عمل مکلف را به گردن می‌گیرد. در واقع فقیه خود را فدا می‌کند تا شخص مؤمن فردای قیامت آسوده باشد و فقیه در پیشگاه خدا به پاسخ برخیزد

در یکی از کتاب‌هایم با نام " ما سخاوتمندترین مردم دنیا هستیم ! " به همین درد دل‌ها پرداخته‌ام که چنین ارزش‌هایی ،چنین مردمی ،چنین تاریخ و تمدن و پیشینه‌ای ،چنین موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی ، چنین منابع طبیعی و قابلیت‌های اقتصادی ، چنین شهدا و سرداران سرافرازی را هر ملتی در هر جای دنیا داشته باشند چه می‌کنند و ما چه طور با تمام قوا به غارت و حراج همه داشته‌هایمان برخاسته‌ایم .

حیف است که گروهی دانشجویی از قوات لبنانیه یعنی نیروهای سمیر جعجع و دشمنان حزب الله و ایران کتاب آیت الله جوادی آملی را با هم مباحثه کنند و در باره ولایت فقیه حرف بزنند و ما خودمان توی ایران و بین خودمان اهل مطالعه علمی و بحث جدی نباشیم.

نویسنده: محمد رضا زائری،‌ خبرآنلاین

/ 3 نظر / 66 بازدید
مرجع وبلاگهای افغانستانی

سلام دوست گرامی ، اگر به دنبال یک مرجع مناسب برای آشنایی با فرهنگ ، جغرافیا و تاریخ افغانستان هستید می توانید به "مرجع وبسایت های افغانستانی" سر بزنید. بیشتر وبلاگهای فرهنگی ، هنری و تاریخی کاربران افغانستانی در اینجا ثبت شده اند. پیروز و سربلند باشید مرجع وبسایت های افغانستانی http://links.cheshmehregi.com/

ز.م.م

mohajer6164 (23:55:52 9/05/1390):اه رمضـــان در هر ســـال، "قـطـعــه‌اي از بـهـشـتــــ" استــــ که خدا در جـهـنـــمــِ ســوزانــِ دنـيـاےِ مـادےِ مــا، آن را وارد مــے‌کـنـــد و به مـــا فرصــتــــ مــے‌دهـد که خـودمـان را بر سر اين سفـره‌ے الـهـے در اين ماه، وارد بـهـشـتـــــ کـنـيـــمـ ... . -------------------------------------- >> رهبــــ ر مـعـظـمـ انـقــلابــــ